به گزارش مفدا بهشتی، از ساعت حدود ۵:۳۰ عصر انبوهی از دانشجویان، به سمت تالار امام خمینی دانشگاه روانه میشدند؛ فضایی که برای ۷۰۰ نفر مهیا شده بود، اکنون پذیرای بیش از دو برابر ظرفیت خود شده بود. راهرو ها مملو از کسانی بود که برای لحظه ی تماشای جشن، لحظه شماری میکردند. برخی به سختی جای نشستن مییافتند، برخی دیگر در میان ازدحام راهی برای عبور جستجو میکردند. صدای همهمه، خندهها و هیجان در هم تنیده بود و فضایی از شوق و انتظار را پدید آورده بود.

در آستانه غروب و قبل از شروع جشن، بچهها مشغول افطار بودند و در این میان از پذیراییهایی که یکی از حامیان برنامه یعنی شرکت گوشتیران فراهم کرده بود نیز، استقبال شد.
مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری قرآن محمد مهدی انصاری فر آغاز شد. پس از آن، سرود ملی جمهوری اسلامی ایران طنینانداز شد و جمعیت با احترامی یکدست، آغاز رسمی مراسم را اعلام کردند. مجری برنامه، جوان پرانرژی به نام حسین کربلایی طاهر بود.

در ادامه مراسم، کلیپی از فعالیتهای کانون های فرهنگی دانشگاه به نمایش درآمد. تصاویر، مرور کوتاهی بر مسیر این کانون از گذشته تا امروز بود؛ از برگزاری رویداد های فرهنگی و دوره های آموزشی گرفته تا اردوهای دانشجویی و برنامه های مختلفی که در طول سال برگزار شده بود. این نمایش، فرصتی شد تا دانشجویان تازه وارد با ظرفیت های این نهاد دانشجویی بیشتر آشنا شوند و اعضای قدیمی تر، دستاورد های خود را با افتخار مرور کنند.
گروه موسیقی ماهور با اجرای قطعاتی از موسیقی ایرانی، فضایی متفاوت به مراسم بخشید و مورد استقبال حضار قرار گرفت. فضای سالن تحت تأثیر نوا های موسیقی بود و دانشجویان، برخی آرام گوش سپرده بودند و برخی نیز با ریتم موسیقی همراهی میکردند.

به دنبال اجرای موسیقی زنده، امیررضا اله قلی پور، دبیر کل کانون های فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در سخنرانی خود به مقوله مهاجرت، امید و انگیزه در زیست دانشجویی پرداخت. سخنانی که با تایید و تشویق حضار همراه بود.

محفل شعر خوانی با میزبانی دکتر ناصر پروانی و حضور میهمانان گرانقدر یعنی استاد شمس لنگرودی و دکتر حمیدرضا نیازی برپا شد. محفل، روایتی از امید و مهاجرت بود. اشعار خوانده شده، حول محور امید، مهاجرت و چالشهای نسل جوان بود. گاه طنز و گاه تلخی واقعیت در لابهلای ابیات به چشم میخورد و واکنش های مختلفی از حاضران برمی انگیخت.

با اوج گرفتن حال و هوای جشن، بهنام بانی به همراه گروه موسیقی خود به صحنه آمد. صدای او، شور تازه ای در فضای سالن ایجاد کرد. دانشجویان هم صدا با او خواندند و دقایقی سراسر شادی را تجربه کردند.


شبی که با شور آغاز شده بود، با خاطره ای ماندگار به پایان رسید. در انتهای مراسم، میان خنده ها و خداحافظی ها، پذیرایی ساده شام انجام و دانشجویان، با قلب هایی سرشار از لحظات خوش، سالن را ترک کردند.

نویسنده؛ شیلان صادقی
دانشجوی کارشناسی علوم آزمایشگاهی دانشگاه
ارسال نظر